مسأله‌ي محيطِ زيست و اسلام
مصاحبه با پروفسور ريچارد فولتز از دپارتمان مطالعات دين دانشگاه کونکوردياي کانادا درباره پرسش‌هايي راجع به اسلام و محيطِ زيست

مترجم: زرين مناجاتي، حنيف امين


آنچه در پي مي‌آيد مصاحبه‌اي است از طرف مرکز مطالعات بين‌الملليِ مؤسسه‌ي چشم انداز اسلامي (IPCIS) با پروفسور ريچارد سي. فولتز از دپارتمان مطالعات دين دانشگاه کونکوردياي کانادا، که يکي از متخصصان برجسته در حوزه‌ي مطالعات دين و محيطِ زيست است. پروفسور فولتز آثار بسياري در زمينه‌ي محيطِ زيست و تأثير دين و پارادايم‌هاي ديني بر بحران‌هاي معاصري که بشريت و سياره‌ي ما را عميقاً به خطر انداخته‌اند، منتشر کرده‌اند که در پايان متن اين گفت‌وگو مي‌توانيد فهرستي از آن را مشاهده نماييد.

***

همان طور که مي‌دانيد جاي ترديد وجود ندارد که بشريت با يک بحران زيست‌‌ـ‌محيطيِ رو به وخامت روياروي است. بسياري از متخصصان چنين ادعا مي‌کنند که مدرنيته و کاپيتاليسم (سرمايه‌داري) دو عامل عمده‌ي درگير در اين بحران هستند. تحليل شما از عوامل عمده‌ي ايجاد اين بحران زيست‌ـ‌‌محيطي که ما امروز با آن مواجه هستيم، چيست؟

 

البته اين بحران جنبه‌هاي بسياري دارد و نيز دلايل بسياري که به نظر مي‌رسد نمي‌توانيم از پس حل آنها برآييم، اما من فکر مي‌کنم که علت ريشه‌اي اين است که جوامع انساني در سراسر جهان يک نظام ارزشيِ کوته‌بينانه و کم بصيرت را قبول و اقتباس کرده‌اند که مبتني بر مغالطاتي بنيادين است. در واقع همه‌ي جوامع در جهان، در مواجهه با مسئله‌ي چگونگي زندگي با بقيه‌ي طبيعت گزينه‌هاي بدي را انتخاب و پيگيري کرده‌اند. اين حقيقتي است که نظام ارزشي امروزين اساساً توسط بحث‌هاي ايدئولوژيک سرمايه داري و مدرنيته شکل گرفته است، و اين ايدئولوژي‌ها وعده‌هاي نادرست و تصورات غلطي را مي‌گسترند که به توجيه گزينه‌هاي بد ما ادامه مي‌دهند. حوزه‌ي اقتصاد که اغلب براي فراهم کردن بنيادي «علمي» براي رفتار غيرمسئولانه‌ي ما نسبت به محيطِ زيست به کار مي‌آيد، در واقع بيشتر به يک دين نزديک است تا يک علم، آنچنان که امروز بسياري بر اين باورند که نظام ايماني مسلط در جهان امروز همين دينِ بازار است. در واقع اثبات نادرستي اين دين جديد بسيار ساده است، زيرا دينِ بازار همواره در برآوردن وعده‌هايش ناکام مي‌ماند و بر فرض‌هايي مبتني است که به وضوح نادرست‌اند. براي‌ نمونه، دين بازار براي دهه‌ها وعده‌ي توزيع برابر ثروت را مي‌داده است، در حالي که در واقع ثروت در دست افراد ثروتمند طبقات بالا متمرکز بوده است. به علاوه، اين ايدئولوژي مبتني است بر اصل رشد اقتصادي بي پايان، در حالي که در يک نظام محدود رشد نامحدود ناممکن است‌ ــ با وام گرفتن از تعابير پزشکي، بايد گفت اين همان تعريف سرطان است. اما از آنجايي که اين دينِ بازار توسط قدرتمندترين نيروهاي جهان حمايت مي‌شود که مقدار بسيار زيادي انرژي و پول را به تبليغات آن اختصاص مي‌دهند و اغلب آن را به زور تحميل مي‌کنند، شنيده شدن نداهاي خرد بسيار دشوار است. و هر کسي که جزم‌هاي اين نظام ايماني را زير سؤال مي‌برد آشکارا مرتد خوانده مي شود، سرکوب مي شود يا ناديده گرفته مي‌شود.


آيا موافقيد که با وجود اينکه در حال حاضر نقش کشورهاي در حال توسعه در وخامت بحران زيست‌ـ‌محيطي بيشتر از کشورهاي توسعه يافته است، اما کشورهاي توسعه‌يافته در خلق بحران زيست محيطي نقش اصلي را داشته‌اند؟ در واقع برخي از متخصصين بر اين باورند که گسترش نظام سرمايه‌داري توسط غرب، کشورهاي در حال توسعه را به ميدان رقابتي به نام جهاني شدن «کشاند»، که منجر به تخريب گسترده‌ي محيطِ زيست سياره‌ي زمين شد. بنابراين نقش کشورهاي در حالِ توسعه در تخريبِ محيطِ زيست در دو دهه‌ي گذشته به وضوح پر اهميت بوده است. نظر شما چيست؟

 

درست است که انقلاب صنعتي و نيز صورت بندي نظريه‌ي اقتصادي مدرن در طي قرن 19 ميلادي در غرب شکل گرفته است و صنعتي شدن سريعِ کشورهاي غربي از طريق بهره‌ برداري نيانديشيده و کوته بينانه از منابع طبيعي ممکن شده است. اما بايد تصديق کرد که، صرف نظر از ادعاهاي رهبران، هيچ ملتي در جهان امروز نيست که مشتاق پيروي از همين الگوي توسعه‌ي غربي نباشد. من موافق نيستم که کشورهاي در حال توسعه به ميدان پيروي از اين مدل غربي «کشانده» شده‌اند. در واقع بسياري از کشورها حتي با شتابي بيشتر به درون همين نوع از بهره‌کشي ناپايدار از منابعِ طبيعي، که اغلب با آداب و رسوم سنتي که آن‌ها را براي قرن‌ها آماده‌ي زندگي در محيطِ زيست خود کرده بود تضاد دارد و آن‌ها را ناديده مي‌گيرد، شيرجه زده‌اند. ملت‌هاي در حال توسعه اغلب گله مي‌کنند که اين ناعادلانه است که غرب مي‌کوشد تا امکان توسعه صنعتي را از آنها بگيرد، آن هم در حالي که خود قبلاً توسعه يافته است. آنها حق دارند بگويند که چنين رويکردي ناعادلانه و دوگانه است اما شوربختانه اين يک واقعيت فيزيکي است که زمين نمي‌تواند يک شيوه‌ي توسعه‌ي غربي را در سرتاسر جهان تاب بياورد. اين به اصطلاح «شيوه‌ي زندگي آمريکايي» صرفاً به اين دليل ممکن است که تنها چهار در صد جمعيت جهان، مديريت مصرف سي و پنج درصد از منابع سياره‌ي زمين را در اختيار دارد. اگر بنا بود که آمريکايي‌ها تنها با چهار درصد منابع زمين سروکار داشته باشند، ديگر «شيوه‌ي زندگي آمريکايي» وجود نمي‌داشت. به همين سان براي کل جمعيت جهان ناممکن است که با سرعت آمريکايي‌ها منابع زمين را مصرف کنند ــ‌ اگر بنا باشد که چنين کنند، به هفت سياره‌ي زمين نياز خواهيم داشت! اگر بر آن باشيم که به شيوه‌‌ي زندگي پايداري دست پيدا کنيم که ضامن باقي ماندن بخشي از منابع زمين براي نسل‌هاي آينده باشد، غربي ها بايد بياموزند که با امکاناتي کمتر زندگي کنند و غيرغربي‌ها بايد خيالِ زندگي به شيوه‌ي زندگي فعلي غربي‌ها را رها کنند.  


همان طور که مي دانيد چشم انداز سنت بطور کلي و چشم انداز  اديان الهي نسبت به طبيعت و محيطِ زيست به طور خاص، با نگاه مدرنيستي نسبت به اين دو موضوع متفاوت است. در ادامه‌ي پاسخ شما به سؤال اول، مايلم تفسير شما را از اين تفاوتِ در چشم اندازها بدانم. يک سوال مرتبط اين است که آيا با پذيرش چشم اندازِ اديانِ الهي خواهيم توانست انتظارِ وقوع يک توسعه‌ي گسترده‌ را توسط انسان داشته باشيم؟ اگر پاسخ مثبت است، آيا مي‌توانيد توضيح دهيد که چه کلان‌ـ‌الگوهايي توسط اديان الهي‌اي چون اسلام ارائه مي‌شود؟


جنبه‌هاي متعددي وجود دارند که اين مسئله را بغرنج مي‌کنند. يکي اين که اديان موجود، همگي در شرايطي متفاوت از شرايط امروز به وجود آمده‌اند: پيش از اين هرگز ممکن نبود که نوع بشر بتواند به اندازه‌ي انسان معاصر چنين آسيب گسترده‌اي به اکوسيستم وارد کند. بنابراين چندان واقع‌گرايانه نخواهد بود که از يک سنت انتظار داشته باشيم به ما يک اخلاق زيست محيطي از‌ـ‌پيش‌ـ‌مدون که بتواند مشکلات امروزي‌مان را حل کند، ارائه نمايد. نکته ديگر آنکه رهبران و پيروان هر کدام از اين دين‌هاي بزرگ امروز، بيشتر مي‌کوشند تا باورها و اصولشان را با نظامِ ارزشي اقتصاد‌ـ‌‌محورِ مسلط وفق دهند، تا با آن چالش کنند يا جايگزين‌هاي واقعي‌اي ارائه دهند. در واقع هيچ رهبر بزرگي در هيچ سنت ديني‌اي در جهان امروز درباره‌ي حمايت از محيطِ زيست به عنوان يک موضوعِ جدي صحبت نمي‌کند و به واقع بسياري از آنها اهميت و محوريت آن را رد مي‌کنند. حتي کساني که اهميت محيطِ زيست را تصديق مي‌کنند، عمدتاً تنها شعار آن را مي‌دهند. دست آخر بايد بگويم که بسياري از مردم جهان دين‌دار نيستند و بسياري ديگر که اکثريت را تشکيل مي‌دهند، بيشتر از دين براي توجيه تصميم‌هاي اتخاذ شده‌ي خود استفاده مي‌کنند تا به عنوان منبعي براي هدايت. گذشته از همه‌ي آنچه گفته شد، اگر جوياي تفسيري هستيم که حامي محيطِ زيست باشد، به درستي مي‌توان گفت که هر ديني مي‌تواند چنان تفسير شود که نظارت مسئولانه‌ از محيطِ زيست را بياموزاند، گرچه بايد اذعان کرد که شق مقابل آن نيز درست است.


و به عنوان آخرين سوال، مايلم از شما بخواهم تبييني از نقطه‌ نظرهاي اساسي اسلام نسبت به محيطِ زيست ارائه دهيد، و توضيح دهيد که چگونه مي‌توان پارادايمي مقدس را براي رويارويي با بحران زيست محيطي به کار بست؟

 

اگر اسلام را پيش و بيش از هر چيز آنچه که در قرآن و حديث گنجانده شده تعريف کنيم، مي‌توان اصولي را از اين منابع استخراج و معرفي کرد که بتوانند آموزنده‌ي مسئوليت‌پذيري زيست محيطي باشد. قرآن تأکيد مي‌کند که خلقت متعلق به خالق است، نه به ما، و اينکه منافع خلقت متوجه همه‌ي مخلوقات است و نه تنها نوع انسان. بسياري از احاديث به منابع زيست محيطي پراکنده‌اي اشاره دارند که در دسترسِ اعرابِ زمانِ پيامبر بودند و تصريح مي‌کنند که اين منابع بايد به طور عادلانه توزيع شوند و در مالکيت خصوصي هيچ کسي قرار نداشته باشند. متأسفانه در جهان امروز نمي‌توان جامعه‌اي اين‌چنين را يافت که در حال گسترش شيوه‌ي برخورد پايداري نسبت به طبيعت يا کاربست چيزي شبيه يک اخلاق زيست‌ـ‌محيطيِ اسلامي در سياست‌اش باشد. به علاوه اغلب مسلمانان عمدتاً درگير موضوعات سياسي و اجتماعي هستند و به نادرستي محيطِ زيست را چيزي حاشيه‌اي مي‌دانند، در حالي که محيطِ زيست در واقع همان بستري است که اين موضوعات ديگر در پهنه‌ي آن رخ مي‌دهند. از نظر کسي که وابستگي مطلق ما به اکوسيستم‌هاي سالم را مي‌فهمد، همه‌ي نزاع‌هاي انساني ديگر، مانند جنگ بر سر صندلي‌هاي آفتابگيرِ عرشه‌ي کشتي تايتانيکِ در حال غرق شدن است.

 

در ميان آثار متعدد پروفسور ريچارد فولتز مي‌توان به کتاب‌هاي زير اشاره کرد:


L'Iran, creuset de religions: de la préhistoire à la Révolution islamique, Québec : Les Presses de l'Université Laval, 2007.

نسخه‌ي فارسي: گذر دين‌ها از ايران زمين، ترجمه‌ي علي شجاعي و ديگران

English edition, Spirituality in the Land of the Noble: How Iran Shaped the World's Religions, Oxford: Oneworld Publications, 2004.

Animals in Islamic Tradition and Muslim Cultures, Oxford: Oneworld Publications, 2006.

Editor, Environmentalism in the Muslim World, New York: Nova Science Publishers, 2005.

Lead editor (with Frederick M. Denny and Azizan Baharuddin), Islam and Ecology: A Bestowed Trust, Cambridge, MA: Harvard University Press, 2003.

Editor, Worldviews, Religion, and the Environment: A Global Anthology, Belmont, CA: Wadsworth Thomson, 2003.

Religions of the Silk Road: Overland Trade and Cultural Exchange from Antiquity to the Fifteenth Century, New York: St. Martin's Press and London: Macmillan, 1999.

نسخه‌ي فارسي: دين‌هاي جاده‌ي ابريشم: تجارت بري و داد و ستد فرهنگي از آغاز تا قرن پانزدهم، ترجمه‌ي ع. پاشايي، نسترن پاشايي

 


1390/07/10
نام
ايميل
متن

انجمن حکمت و فلسه ايران

تهران، خيابان نوفل لوشاتو، خيابان آراکليان، شماره 4

کد پستي 14816-11336 صندوق پستي 7166-14155  -  تلفن 66405445-021